تبليغاتX
هدیه ی من - ختم کلام

khatm e khalm

باد پاییزی رو صورتم . مثل دستای نرم توست

اشکای رو گونه ام مثل خنده های سرد توست

وقتی میگفتی تو به من عاشقمی دوستم داری

می فهمیدم از تو چشات که تو قلبت چی کم داری

یه ملیجک ساده بودم توی قلب سیاه تو

یه اسیر کور و کرتوی قصر خیال تو

اون عشوه ها وخنده ها همش یه بازی بود عزیز؟

قلب من و عشق دلم حوس بودن پیشت عزیز؟

بدو بورو از تو دلم دیگه نمی خوام توش باشی

حتی دیگه دوست ندارم تو اسیر من باشی

چهره و ذات کثیفت دیگه رو شده برام

عشق دلت مال خودت.والسلام .ختم کلام

با کمال احترام

گزیده ای از اشعار(محمد نظردوست)

 

 

+ نوشته شده توسط محمد نظردوست در یکشنبه سوم اردیبهشت 1385 و ساعت 10:12 |


Powered By
BLOGFA.COM