تبليغاتX
هدیه ی من - عشق و نفرت...

 

salam

علاقه و محبت شديدي را که سابقا نسبت به تو ابراز مي کردم
دروغي بي اساس بود و در حقيقت نفرت من نسبت به تو
روز به روز بيشتر مي شود وهر چه بيشتر تو را مي شناسم
به دورويي تو بيشتر پي مي برم
اين احساس تو در قلب من جاي مي گيرد که بالاخره بايد
از هم جدا شويم و ديگر به هيچ وجه حاظر نيستم
روزي دوست و رفيق و همراه تو باشم
اگر عمر دوستي ما همچون گل هاي بهاري کوتاه بود ولي
در همين مدت کوتاه
توانستم به طبيعت فرومايه و هوس هاي زشت تو پي ببرم
بسياري از اخلاق و صفات تو برايم روشن شد ومطمئن هستم
اين خشونت طبيعي و تند خويي بالاخره تو را بد بخت خواهد کرد
اگر دوستي ما ادامه پيدا کند من تمام عمر
را به پشيماني خواهم گريست واگر به افسانه اشناييمان پايان دهيم
خوشحال خواهم بود و حالا لازم است بگويم
که چنين موضوعي را هيچ وقت فراموش مکن و مطمئن باش
که اين نامه را سرسري نمي نويسم وچقدر ناراحت کننده است که اگر
بخواهي درصدد دوستي ظاهري باشي و بنابراين از تو مي خواهم
جواب نامه ام را ندهي چون نامه ات سراسر
دروغ و تظاهر خواهد بود وفاقد هر گونه
محبت است تصميم گرفته ام براي هميشه
تو را فراموش کنم چون به هيچ وجه نمي خواهم
خود را راضي کنم که دوستت داشته باشم و دوست و رفيق تو باشم
حالا اگر مي خواهي به احساس دروني من پي ببري نامه را يک خط در ميان بخوان ...

 

+ نوشته شده توسط محمد نظردوست در جمعه هشتم اردیبهشت 1385 و ساعت 18:50 |


Powered By
BLOGFA.COM